ايرج افشار
119
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
و عملهء مطبخ همايون هفتاد و دو ، و فرّاشان صد و ده ، [ و سايسان يكصد و هشت ] « 1 » و ملازمان طويله صد و شصت و هشت ، « 2 » و شبانان و شتربانان « 3 » چهل و شش ، و عملهء كتبخانهء « 4 » همايون پنجاه و هشت ، اهل طرب نود و هشت ، جارچيان و توقچيان « 5 » پنجاه و شش ، صنّاع هشتاد و شش ، اياغچيان سى و شش « 6 » ، و امراء كرد نيز در آن ميان « 7 » سيصد و چهل نفر در معرض عرض آمدند ، و قايدان سول سيصد « 8 » و پنجاه و مستحفظان قلاع و شوارع چهار صد « 9 » و نود و چهار . القصّه از آن وقت باز كه كوكبهء سلطان نيمروز از سرحدّ مشرق متوجّه عرضگاه صحرا [ ى ] فوق الارض شد تا آن هنگام كه از آثار عساكر انوار جز كفتاول « 10 » بقاياى شفق بر سطح افق نماند ، بدينسان لشكرى بىكران چون قطار ايّام و ليالى متعاقب و متوالى فوجا بعد فوج و حزبا بعد از حزب به ترتيب مىگذشتند ، و هنوز نصفى تمام نشده بود كه راى عالمآراى حضرت سليمان مكانى « 11 » چنان اقتضا نمود كه آن شب با بخت بلند خويش همنشينى نموده « 12 » در بيدارى موافقت فرمايد و سر به بالين فرود نياورد تا آن زمان كه بقاياى عساكر به شرف عرض مشرّف گردند . امر عالى صادر شد كه مشاعل و شموع برافروزند « 13 » چنانچه از كثرت مشاعل
--> ( 1 ) . از ط آورده شد ( 2 ) . ط : ندارد ( 3 ) . ب ، ج : شيربانان ( 4 ) . ط : كتابخانه ( 5 ) . ط : قورچيان ( 6 ) . ط : پس و پيش است ( 7 ) . ط : نيز در آن ميان ندارد ( 8 ) . ط : نهصد ( 9 ) . ط : سيصد و ( 10 ) . كذا در همه نسخهها ( ناخوانا و گاه بىنقطه ) ( 11 ) . ط : سلطان جهان ( 12 ) . ط : بلند همنشين بوده ( 13 ) . ط : حاضر كنند